بک لینک سنتر سه شنبه 9 آذر 1395 03:42 ق.ظ نظرات ()

اهمیت نوآوری و مدیریت فناوری در ایجاد یک تجارت موفق

http://rupload.ir/upload/zbshyzko3hw3w7phaju.jpg



چرا نوآوری مهم است؟

اینجا، همانطور که میدانی، باید تمام تلاشت را به کار ببندی تا بتوانی همین جایی که هستی باقی بمانی. اگر می خواهی جایی دیگر بروی، باید دست کم دوبرابر سریع تر بدوی!

در عصر امروز که سرعت پیشرفت فناوری ها روز به روز در حال افزایش می باشد، سازمان ها برای بقا و رشد خود راهی جز منطبق کردن خود با تغییرات محیط پیرامون خود ندارند. موفقیت سازمان ها عمدتا ریشه در نوآوری دارد. مزیت رقابتی می تواند ناشی از اندازه، مالکیت دارایی ها و مانند آنها نیز باشد. اما این الگو (مزیت رقابتی بر خواسته از نوآوری) بیش از پیش به نفع سازمان هایی تغییر می کند که می توانند از دانش و مهارت های فناورانه و تجربه برای ایجاد نوآوری در محصولات خود (اعم از کالا یا خدمت) و نیز روش های توسعه و عرضه آنها استفاده کنند.

نوآوری نه تنها در سطح بنگاه، بلکه به شکلی فزاینده به عنوان رشد اقتصاد ملی اهمیت یافته است. بامول در کتاب اخیر خود گفته است: “تقریبا هر رشد اقتصادی که بعد از قرن هجدهم رخ داده به گونه ای در نوآوری ریشه دارد”

نوآوری در حال تبدیل به یک مولفه کلیدی در سیاست گذاری اقتصادی است؛ بطور مثال دفتر علم و نوآوری انگلستان نوآوری را موتور اقتصاد مدرن می داند که ایده ها و دانش را به کالا و خدمت تبدیل می کند. یکی از پایگاه های اینترنتی دولت استرالیا نیز چنین می نویسد: شرکت هایی که برای نوآوری سرمایه گذاری نمی کنند آینده خود را به خطر می اندازند و اگر به دنبال راه حل هایی نوآورانه برای مسائل نباشند، احتمال موفقیت کسب و کار آنها اندک است.



مدیریت فناوری

مدیریت فناوری یک حوزه بین رشته ای است که با طرح ریزی، توسعه و بکارگیری توانمندی های فناورانه برای تحقق اهداف عملیاتی و راهبردی سازمان سر و کار دارد و با رشته هایی مختلف مانند مدیریت، مهندسی، اقتصاد و علوم اجتماعی عجین شده است.

مدیریت تکنولوژی عبارت است از همه فعالیت های مربوط به دستیابی به فناوری از طریق تحقیق و توسعه یا انتقال فناوری، بومی سازی و بکارگیری مدیریت فناوری در محصولات و خدمات یک بنگاه اقتصادی. مدیریت فناوری فعالیتی فراگیر است که همه ابعاد فناوری از جمله سیاست گذاری، برنامه ریزی، انتقال و توسعه فناوری، تحقیق و توسعه، آموزش، گزینش و ارزشیابی را دربرمی گیرد.

چگونگی دریافت فناوری و استفاده صحیح از آن جهت رسیدن به هدف تعیین شده در چارچوب امکانات و محدودیت ها را مدیریت فناوری می نامند.



مفهوم کارآفرینی

تعریف محققان از  کارآفرینی به مرور زمان و بر پایه نیاز اقتصاد تغییر کرده است و یکی از بزرگترین مشکلات و موانع مطالعاتی و تعیین سیاست ها جهت توسعه کارافرینی، نبود تعریفی جامع از این پدیده است.

ریچارد کانتیلون کارافرینی را به صورت خود اشتغالی همراه با ریسک تعریف کرده است.

در قرن بیستم شومپیتر کارافرینی را عامل تغییر در اقتصاد از طریق “تخریب خلاق” معرفی کرده است که در واقع به این معناست که یک فرد و یا یک تیم نوآوری که یک محصول خلاق را به بازار رقابتی عرضه می کنند موجب خروج بنگاه هایی با بهره وری کمتر می شوند.
در گذشته کارافرینی به نقش فردی تاکید داشت و نوعی نگرش فردی دیده می شد و به همین دلیل تلاش دولت ها جهت توسعه کارآفرینی محدود به سیاست های سطح فردی بود و انتظار می رفت که کارآفرینی تنها با آموزش افراد و فرهنگ سازی در جامعه  توسعه پیدا خواهد کرد.

اما تجربه نشان داده که کارافرینی نیازمند محیطی مساعد است و انگیزه فردی کافی نیست.
کارآفرینی تا حد زیادی وابسته به زمینه ای است که کارافرین در آن فعالیت می کند مانند اجتماع، محیط نهادی و محیط فیزیکی. به همین دلیل اصطلاح اکوسیستم در سیاست گذاری اهمیت ویژه ای پیدا کرد.



حقوق مالکیت فکری و انواع آن

حقوق مالکیت فکری ، مالکیت و سلطه قانونی است که به موجب آن صاحب اثر می تواند از منافع و شکل خاصی از فعالیت یا اندیشه ابراز شده خود، به طور انحصاری استفاده نماید.

مالکیت فکری واژه ای است که برای توصیف نتایج تلاش های خلاقانه که حاصل ذهن و فکر بشر می باشد، استفاده می شود. مواردی شامل مالکیت فکری می شوند که حتما به ثبت رسیده باشند. سازمان جهانی مالکیت فکری ، حقوق مالکیت فکری را مربوط به موارد زیر تعریف می کند:
• ادبیاتی، هنری و کارهای علمی.
• اجرای هنر هنرمندان، ضبط صدا و پخش رادیویی.
• اختراعات در تمام شاخه های تلاش های انسانی.
• کشفیات علمی.
• طرح های صنعتی.
• علامت تجاری، علامت خدمات، طرح ها و نام های تجاری.
• حفاظت در برابر رقابت ناعادلانه و
• تمام حقوقی که از فعالیت های فکری در صنعت، دانش، ادبیات و سایر شاخه های هنر منتج می شوند.